رشد فزاینده جرائم
در تهران و در محل دادگاه های تجدیدنظر استان، شعب 71، 74 و 113 به نام دادگاه های کیفری استان تشکیل شده اند که هر کدام
از این شعب اختصاصاً به پرونده های قتل رسیدگی می
کنند. اوقات رسیدگی به پرونده ها حکایت از حجم
بالای آنها دارد و این به آن معناست که آمار قتل
که مهمترین جرائم است، در طول سالیان اخیر نه تنها
کاهش نداشته بلکه روند رو به رشد داشته است. راستی
چرا آمار پرونده های کیفری در محاکم قضایی ما از
فحاشی و ضرب و شتم گرفته تا آدم ربایی و قتل
اینگونه رو به رشد است؟
همه ما می دانیم که جرم و جنایت از بدو خلقت انسان
با وی همزاد و همراه بوده است و در طول تاریخ بشر
کمتر جامعه ای بوده که در آنها جرم و جنایت وجود
نداشته باشد. دولت ها و حکومت ها در اعصار مختلف
کوشیده اند با وضع قوانین و اعمال مجازات های
گوناگون برای مجرمان و تبهکاران با این مشکل
مقابله کنند.
اهداف و فلسفه این مجازات ها در مکان ها و زمان
های مختلف متفاوت بود و به تدریج دچار تحولاتی شده
است مثلاً گاهی مجازات ها جنبه ارعابی داشته،
زمانی جنبه اخلاقی گرفته و بعضاً هدف تربیتی و
اصلاحی را دنبال کرده، در پاره ای مواقع نیز نفع
جامعه و جبران آلام قربانیان مدنظر بوده است.
اعمال این مجازات ها با هر هدف و انگیزه ای آنچنان
که باید و شاید نقش جدی در میزان کاهش جرائم
نداشته اند...
شکی نیست که افراد بزهکار به دنیا نمی آیند. این
جامعه نابهنجار و شرایط نامساعد زندگی است که پاره
ای افراد را به سوی جرم و تبهکاری سوق می دهد. به
هر حال در کنار اعمال مجازات ها، اقدامات تامینی و
پیشگیرانه نیز در جهت مقابله با بروز جرائم و کاهش
آنها وضع شده اما... با وجود همه این مسائل باز
شاهد انواع و اقسام جرم و جنایت در جامعه هستیم؛
جنایت هایی که پایانی برای آنها متصور نیست. رشد
جرائم مشخصاً در شهرهای بزرگ معلول فقر اقتصادی،
تبعیض، نابسامانی های اجتماعی، بیکاری، کمبود
امکانات، عدم دسترسی به تفریحات سالم و ده ها علت
دیگر است. پرونده های قتل را که بررسی می کنیم چند
عامل مهم و مشترک در آنها نقش اساسی داشته اند که
در بالا به آنها اشاره کردم. همه این عوامل مانند
حلقه هایی به هم متصل هستند. بدیهی است مادام که
عوامل بروز جرم در جامعه وجود دارد جرم و جنایت
نیز هر روز به شکلی در جامعه اتفاق خواهد افتاد.
شاید زمان آن رسیده است که متولیان امر اندکی جدی
تر دستاوردهای تحقیق علوم جنایی و ساید اندیشمندان
ذیربط را مورد توجه قرار دهند.
راهکارها، برنامه ها، طرح ها و توصیه های مهم در
جهت مبارزه و مقابله با رشد جرائم و کاهش آنها سر
این سالها به طرق مختلف از قبیل تشکیل سمینارها،
مقالات، کتاب ها، دروس استادان دانشکده های حقوق و
سایر رسانه ها ارائه شده است اما به نظر می رسد
کمتر این راهکارها مورد توجه قرار گرفته و منصه
عمل درآمده است.
به امید روزی که اوقات رسیدگی به پرونده های جنایی
به هفته یا روز برسد.
روزنامه روزگار 1389/12/26
فرار دختران از خانه
سالهاست كه در شهرهاي بزرگ فرار دختران از خانه به دلايل مختلف رواج پيدا كرده است كه اين معضل بزرگ خود مقدمه بسياري از جرايم ارتكابي توسط دختران و زناني است كه به ارتكاب جرم عادت پيدا كردهاند، حمل و خريد و فروش مواد مخدر، كلاهبرداري، عضويت در بندهاي خلافكار، جرايم جنسي و غيره از زمره جرايمي هستند كه اينگونه دختران به نوعي در ارتكاب آنها نقش دارند.
بارها گفته شده كه پيشگيري از بروز جرايم و از بين بردن علل و عواملي كه در وقوع جرايم نقش دارند به مراتب موثرتر از اعمال مجازاتها در كاهش جرايم است. شايد بررسي پيرامون علل فرار دختران از خانه مقدمهاي باشد براي رسيدن به راهكارهايي كه در كاهش اين پديده موثرند. ذيلا و فهرستوار نگاهي داريم به اين علل و عوامل:
اول: ارتباط ضعيف و كمرنگ والدين با فرزندان خود؛ بيگانگي و نداشتن رابطه صميمانه والدين با فرزندان خود منشأ بسياري از مشكلات است.
دوم: رفتار ناصحيح والدين با فرزندان خود و اعمال فشارهاي بيش از حد بر آنان در جهت الگوبرداري از رفتار و باورهاي آنان و به زبان سادهتر وادار كردن آنان به اين امر كه مثل خود آنان فكر كنند يا رفتار نمايند؛ بديهي است استمرار اين وضعيت موجباتي فراهم ميكند كه به تدريج زمينه فرار دختران از خانه را ايجاد ميكند.
سوم: اعتياد پدر و مادر؛ شكي نيست كه پدر و مادر معتاد نقش بسيار منفي در ايجاد شخصيت فرزندان خود ايفا مي نمايند.
چهارم: وجود مشكلات مالي و اقتصادي در خانوادهها.
پنجم: تحصيلات و مشاغل والدين؛ طبعا دختراني كه داراي والدين فقيري هستند يا از لحاظ تحصيلات در سطح پاييني قرار دارند در خطر انواع و اقسام آموزش هاي غلط و انحرافي قرار دارند و مستعد انواع و اقسام ارتكاب رفتارهاي غلط هستند.
ششم: اختلاف و مشاجره در خانواده؛ بديهي است در يك خانوادهاي كه شديدا دچار اختلاف بوده و در تعارض فكري با يكديگر قرار دارند، دختران تمايلي به ادامه سكونت در خانه پيدا نميكنند و از هر فرصتي استفاده مينمايند تا از آن كانون بحران به خيال خود نجات پيدا كنند.
در كنار اين عوامل قطعا عوامل اجتماعي نيز محركي هستند كه زمينه فرار دختران از خانههاي خود را فراهم ميكنند. يك بررسي اجمالي به افزايش جرايم توسط دختراني كه اكثرا از خانههاي خود فرار كردهاند ضرورت توجه بيش از پيش مسئولان مربوطه را به اين مشكل حاد اجتماعي آشكار ميسازد. بارها جرم شناسان بر اين نكته مهم انگشت گذاشتهاند كه اعمال مجازاتهاي گوناگون تاثير چنداني بر كاهش جرايم نداشته و ندارد و بايد زمينه بروز جرايم را از بين برد.
روزنامه تهران امروز
زن كشي، اوج خشونت خانگي
زن كشي صرف نظر از اينكه مشكلي اجتماعي است نوعي جرم است، البته نه در قانون مجازات عمومي سابق و نه در قانون مجازات اسلامي حاضر عنوان مجرمانه مستقلي تحت عنوان «زن كشي» وجود نداشته و ندارد و آنچه مورد بحث قرار مي گيرد به مواد 206 و 207 به بعد اين قانون تحت عنوان قتل عمد مربوط مي شود، خواه مردي زني را بكشد يا زني مردي را به قتل برساند. بررسي هاي صورت گرفته توسط محققان حاكي از آن است كه خشونت عليه زنان در خانواده ها شايع ترين شكل آن است. نتايج اين بررسي ها نشان مي دهد احتمال ضرب و جرح و قتل زنان به دست همسران شان بيش از سايرين است.
آمارها به ما مي گويند بسياري از زنان بارها به دست همسران شان به طور جدي مجروح و در برخي موارد به علت آسيب هاي حاصله كشته مي شوند.
برخي از عواملي كه باعث قتل زن توسط شوهرش مي شود، عبارت است از: جهل، بي سوادي، مشكلات مالي، ساختارهاي نابرابر جنسيتي، اعتياد به مواد مخدر و الكل و از همه مهم تر ابتلاي مرد به سوءظن و ساير ناهنجاري هاي رواني. همان گونه كه عنوان شد يكي از دلايل عوامل شايع زن كشي سوءظن شديد مرد نسبت به همسر خويش است – اين نوع بيماري كه معمولاً عنوان تعصب و غيرت به آن مي دهند، اغلب باعث وقوع اين جرم مي شود. بارها خوانده ايم و شنيده ايم كه زني به طرز فجيعي توسط همسرش كشته مي شود و مرتكب جرم با پيش كشيدن مسائلي از قبيل حفظ شرافت، ناموس پرستي و غيرت درصدد فرار از مجازات است. در اين رابطه نمي توانيم از ماده 630 قانون مجازات اسلامي كه تا حدودي بحث برانگيز است، بي تفاوت بگذريم. اين ماده تقريباً و با اندكي تغيير همان ماده 179 قانون مجازات عمومي سابق است كه مقرر مي داشت: «هر گاه شوهري زن خود را با مرد اجنبي در يك فراش (فراش به معني بستر) يا در حالي كه به منزله وجود در يك فراش است، مشاهده كند و مرتكب قتل يا جرح يا ضرب يكي از آنها يا هر دو شود معاف از مجازات است. ماده 630 قانون مجازات اسلامي نيز مي گويد: «هر گاه مردي همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبي مشاهده كند و علم به تمكين زن داشته باشد، مي تواند در همان حال آنان را به قتل برساند در صورتي كه زن مكره باشد فقط مرد را مي تواند به قتل برساند...»
پاره اي از حقوقدانان ايراداتي به اين ماده قانوني گرفته و ضمن آنكه آن را مردسالارانه مي دانند، مي گويند اين ماده قانوني مردان را متجري مي سازد و تبعات منفي در جامعه دارد. برعكس عده اي نيز معتقدند اگرچه مبناي تصويب چنين ماده اي قول مشهور فقهاست ولي باز بر حسب نظر فقها سقوط حكم قصاص و معافيت مرتكب از كيفر منوط به اثبات ادعاي زنا در دادگاه است. طبعاً با توجه به اينكه راه هاي ثبوت زنا چهار بار اقرار نزد حاكم يا شهادت چهار مرد عادل يا سه مرد عادل و دو زن است، اثبات اين امر بسي مشكل است و در عمل كمتر ممكن است كسي براي فرار از مجازات به اين ماده استناد كند...
بحث پيرامون اين ماده بسيار است و در اين مختصر نمي گنجد، ماحصل كلام اينكه در هر حال اين ماده مي تواند روح زن كشي را در مردها تقويت كند و بهانه به دست آنها بدهد.
به هر حال «زن كشي» به هر دليل جرم است و جرائم اعم از خرد و كلان به نسبت شدت و ضعف شان آثار منفي و زيان بخشي در جامعه باقي مي گذارند.
شكي نيست كه جرائم محصول محيط وقوع جرم هستند. زن كشي مثل فرزندكشي و همسركشي و... دمل چركيني است بر چهره جامعه. مادام كه بستر ارتكاب جرم در جامعه فراهم باشد اين كشتن ها (حالااز هر نوع فرق نمي كند) ادامه خواهد داشت.
و كلام آخر اينكه مطابق بند پنج اصل 156 قانون اساسي يكي از وظايف قوه قضائيه اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين است اما آيا قوه قضائيه به تنهايي مي تواند در اين راه موفق باشد؟ پاسخ روشن است، براي رسيدن به جامعه اي كه كمتر شاهد جرم و جنايت و به خصوص همسركشي در آن باشيم به اقدامات وسيع فرهنگي و آموزش و بالابردن سطح شعور و آگاهي مردم آن جامعه نياز داريم و در اين راه دولت به معناي عام آن در جهت از بين بردن عوامل جرم زا از قبيل فقر، اعتياد، بيكاري و... نقش بسيار مهمي دارد.
روزنامه شرق ، شماره 1097 به تاريخ 89/8/5
مردي به صورت عروس سابقش اسيد پاشيد
پدرشوهر خشن در اعتراض به طلاق عروسش صورت او را با
اسيد سوزاند و زن جوان را در آستانه كوري از دو چشم
قرار داد. به گزارش خبرنگار ما، صداي فريادهاي دلخراش
اين زن 28 ساله به نام معصومه بعد از ظهر 11 شهريور
ماه بود كه در يكي از خيابان هاي شهرضا پيچيد. لحظاتي
بعد خانواده معصومه كه متوجه شده بودند كسي نياز به
كمك دارد بلافاصله خود را به خيابان رساندند. آنها
معصومه را در حالي مقابل خانه ديدند كه فرياد مي زد و
تكرار مي كرد سوختم سوختم. خانواده معصومه بلافاصله زن
جوان را به بيمارستان رساندند و اقدامات اوليه براي
كمك به اين زن آغاز شد. او كه نمي توانست درست صحبت
كند، فقط گفت پدرشوهرش او را با اسيد سوزانده است.
پزشكان در همان معاينه اوليه اعلام كردند صورت معصومه
دچار سوختگي درجه دو شده و تقريباً همه قسمت هاي صورت
او را نيز پوشانده و بيشترين آسيب به چشمان زن جوان
وارد شده است. در حالي كه اقدامات درماني روي صورت
معصومه آغاز شده بود، پليس براي دستگيري عامل اين اسيد
پاشي به تكاپو افتاد. با توجه به اينكه معصومه گفته
بود پدرشوهرش اين كار را كرده است ماموران به سراغ اين
مرد به نام حسين رفتند و متوجه شدند او بر اثر سكته
قلبي در بيمارستان بستري شده است. اين مرد با حكم
قضايي بازداشت شد و ماموران موظف شدند بعد از بهبود
وضعيتش او را به بازداشتگاه منتقل كنند. حسين در
بازجويي اوليه به اسيدپاشي اعتراف كرد و گفت انگيزه اش
از اين كار انتقام گيري بوده است. از آنجا كه معصومه و
متهم هيچ كدام نمي توانستند صحبت كنند و توضيح دهند
دقيقاً چه اتفاقي افتاده است ماموران تصميم گرفتند از
اطرافيان اين دو تحقيق كنند. پدر معصومه اولين نفري
بود كه مورد پرسش ماموران قرار گرفت و ماجراي زندگي
دخترش را تعريف كرد. وي گفت: شش سال پيش پسر جواني به
خواستگاري دخترم آمد و از آنجايي كه به نظر ما جوان
خوبي بود تصميم گرفتيم معصومه را به عقد او درآوريم.
دو سال بعد بود كه دخترم صاحب پسري به نام آرين شد.
دخترم زندگي اش را دوست داشت اما شوهرش روز به روز
بيشتر با او بدرفتاري مي كرد و مرتب معصومه را كتك مي
زد. از ديدن اين همه درد و رنج دخترم كلافه شده بودم،
هرچه با دامادم صحبت مي كردم و مي گفتم نبايد چنين
كاري بكند، بدتر مي كرد. تا اينكه يك روز معصومه به
خانه آمد و گفت شوهرش با زني ديگر رابطه دارد و بيشتر
وقتش را با آن زن مي گذراند. معصومه ديگر تحمل نداشت و
تصميم گرفته بود جدا شود. وقتي مطمئن شدم دخترم ديگر
نمي تواند به زندگي مشتركش برگردد و شوهرش او را تا
سرحد مرگ آزار مي دهد، با طلاق آنها موافقت كردم. وي
ادامه داد: آذر سال 87 بود كه دخترم از شوهرش جدا شد و
دادگاه راي داد آرين نوه ام پيش مادرش بماند، البته
پدر آرين مي توانست هفته اي يك بار به ديدن فرزندش
بيايد و دو هفته يك بار هم او را پيش خود ببرد و يك شب
نگهداري كند. دختر و نوه ام به خانه من آمدند و در اين
مدت با اينكه خانه ام را عوض كرده بودم به خاطر اينكه
دامادم بتواند فرزندش را ببيند آدرس را به او دادم، هر
چند وقت يك بار پدرشوهر سابق دخترم مي آمد و آرين را
با خود بيرون مي برد و بعد برمي گرداند. او در اين مدت
بارها به دخترم اصرار كرده بود كه دوباره به زندگي با
شوهرش برگردد اما معصومه قبول نكرده بود. تا اينكه
متوجه شديم داماد سابقم بعد از جدايي به شدت معتاد شده
است. با اين حال دخترم زياد اهميت نمي داد و مي گفت به
شوهر سابقش علاقه اي ندارد و هر بار كه به او فكر مي
كند فقط به ياد كتك هايي كه خورده است، مي افتد. پدر
معصومه ادامه داد: روز حادثه نيز حسين آمد كه آرين را
با خود به پارك ببرد اما آرين نرفت و گفت مي خواهد پيش
مادرش باشد. به اصرار حسين، معصومه نيز با آنها رفت تا
آرين در پارك بازي كند. حسين گفته بود براي آرين هديه
اي خريده است كه بعد از گردش به او مي دهد. چند ساعت
بعد دخترم برگشت و آرين را در خانه گذاشت و گفت مي رود
هديه آرين را بياورد. چند دقيقه گذشت و من يكدفعه صداي
فرياد هاي زني را شنيدم، اصلاً باورم نمي شد اين صدا
متعلق به دخترم باشد. چند روز بعد از اين حادثه حسين
از بيمارستان مرخص شد و به بازداشتگاه انتقال يافت.
اين مرد به اسيد پاشي به صورت عروسش اعتراف كرد و گفت
براي گرفتن انتقام از وي دست به اين كار زده و از شدت
فشاري كه بر او وارد شده لحظاتي بعد از اين اسيد پاشي
در ماشين سكته قلبي كرده است. در حالي كه بازجويي ها
از متهم ادامه داشت معصومه كه لب هايش به خاطر پاشيده
شدن اسيد از بين رفته بود، توانست بريده بريده صحبت
كند. او گفت: من به اصرار پدرشوهر سابقم همراه او و
آرين به پارك رفتم و حسين مي گفت اگر در پارك اتفاقي
براي آرين بيفتد، نمي تواند كاري بكند و به همين خاطر
هم من همراه آنها رفتم. پدر شوهر سابقم به من گفت
بيمار است و هر لحظه امكان دارد بميرد و نمي خواهد
بدون ديدن من و آرين از دنيا برود. آن روز در پارك پدر
شوهر سابقم به من گفت سر زندگي ات برگرد، شوهرت به شدت
در رنج و عذاب است. من قبول نكردم و جواب دادم ديگر
حاضر نيستم با او زندگي كنم. به خانه برگشتيم و من به
خواست پدرشوهرم آرين را به خانه بردم و برگشتم تا هديه
اي را كه مدعي بود براي پسرم خريده است، بگيرم. وقتي
دوباره برگشتم حسين در صندوق عقب ماشين را باز كرد و
به من گفت چشم هايت را ببند، مي خواهم ذوق زده ات كنم.
معصومه كه حتي نمي تواند گريه كند و غدد اشكي چشمانش
به شدت آسيب ديده است با صدايي لرزان ادامه داد:
چشمانم را بستم، يكدفعه چيزي به صورتم برخورد كرد كه
انگار آتش بود. چشمانم مي سوخت و قدرت انجام هيچ كاري
را نداشتم و فقط مي توانستم فرياد بزنم. تمام آن صحنه
ها در ذهنم حك شده است. فقط يك لحظه چشمانم باز شد و
پارچي را ديدم كه دست پدر شوهرم بود. ديگر نتوانستم
كاري بكنم. معصومه در مورد انگيزه پدر شوهر سابقش از
اين اسيد پاشي گفت: او فكر مي كرد من باعث اعتياد و
مشكلات عصبي پسرش شده ام و چندين بار به من گفت بايد
به زندگي او برگردم اما بدرفتاري هاي شوهرم در دوراني
كه با او زندگي مي كردم آنقدر زياد بود كه نتوانستم وي
را ببخشم. من در خانه پدري ام احساس راحتي مي كردم.
آرامش داشتم و ديگر كسي من را كتك نمي زد. بنا بر اين
گزارش پزشكان اعلام كردند پلك هاي هر دو چشم معصومه از
بين رفته و قرنيه و عدسيه چشم او نيز به شدت آسيب ديده
و احتمال اينكه بينايي خود را از دست بدهد بسيار زياد
است. لب ها، بيني و پيشاني او نيز دچار زخم هاي عميق
شده و به خاطر عمق زخم ها قسمت هايي از صورت وي عفونت
كرده، همچنين سوختگي در دستان معصومه نيز ايجاد شده و
انگشتان وي آسيب ديده است. هم اكنون اقدامات درماني
روي صورت و دستان معصومه ادامه دارد.
روزنامه شرق ، شماره 1066 به تاريخ 89/6/29
درخواست كمك براي نجات يك قرباني اسيدپاشي
معصومه كه قرباني انتقامجويي پدر شوهر سابقش شده در آستانه نابينايي قرار گرفته است

تحقيقات پليسي- قضايي از مردي كه روي صورت عروس سابقش
اسيد پاشيده در حالي آغاز شده است كه پزشكان اميد
چنداني به بهبودي وضعيت چشمان زن جوان ندارند. اين زن
براي درمان چشمانش و به دست آوردن بينايي خود از
پزشكان درخواست كمك كرده است.
به گزارش خبرنگار ما 22 شهريور سال جاري ماموران پليس
شهرضا از اسيدپاشي به صورت زني 28 ساله به نام معصومه
باخبر شدند و پدرشوهر سابق او را كه عامل اين حادثه
بود، بازداشت كردند. در حالي كه متهم تحت بازجويي قرار
داشت پزشكان تلاش خود را براي نجات معصومه آغاز كردند
اما اين زن به شدت آسيب ديده بود. در چند روز گذشته
وضعيت وي وخيم تر شد تا اينكه دو روز پيش خانواده وي
در آخرين صحبت هايشان با پزشك معالج معصومه متوجه شدند
وضعيت دو چشم او وخيم و احتمال اينكه وي به طور كامل
بينايي خود را از دست بدهد، بسيار زياد است.
پزشكان معالج معصومه گفته اند شبكيه و عدسيه چشمان اين
زن به شدت آسيب ديده و از آنجايي كه پلك هاي او عفونت
كرده است فعلاً امكان درمان وجود ندارد.
خواهر معصومه در مورد وضعيت اين زن جوان گفت: ابتدا
صورت معصومه فقط كمي قرمز شده بود اما حالازخم هاي
ايجاد شده خود را نشان داده و ميزان تخريب صورتش كم كم
بيشتر شده است.
وي ادامه داد: يكي از پره هاي بيني معصومه خورده شده و
گوشت صورتش به شدت زخم شده اما آنچه ما را به شدت
نگران كرده عفونت پلك هاي خواهرم است. به رغم اينكه
داروهاي تجويزي مرتب و با دقت براي او استفاده مي شود،
پزشكان مي گويند وضعيت چشمانش بسيار وخيم است و احتمال
اينكه بتوان وي را از نابينايي هميشگي نجات داد، بسيار
كم است.
وي در مورد داروهاي معصومه گفت: قطره هايي كه پزشكان
تجويز كرده اند هر كدام براي چند روز است و هر قطره را
100 هزار تومان مي خريم. با اينكه تمام توان جسمي،
مالي و روحي خودمان را به كار گرفته ايم تا به معصومه
كمك كنيم متاسفانه تا كنون در روند درمان او پيشرفتي
حاصل نشده است.
اين زن اكنون در خانه بستري است و توان صحبت كردن
ندارد و جايي را نمي بيند. اين در حالي است كه او يك
پسر چهار ساله دارد كه به خاطر شرايط مادرش روحيه خود
را از دست داده و تحت فشار است.
در همين حال معصومه از پدر شوهر سابقش شكايت كرده و
پرونده وي در دادسراي شهرضا در حال رسيدگي است. متهم
به اسيد پاشي به صورت معصومه نيز اعتراف كرده و گفته
است: معصومه بر جدايي از پسرم اصرار كرد و در نهايت
طلاق گرفت و اين كارش باعث شد هم من از نوه ام دور شوم
و هم اينكه پسرم به نابودي كشيده شود. پسرم بعد از
طلاق به شدت معتاد شد و زندگي اش از دست رفت. من چند
بار از معصومه خواستم تا دست از لجاجت بردارد و به
خانه اش برگردد اما او به حرفم توجهي نكرد. من او را
عامل بدبختي و اعتياد پسرم مي دانستم و به همين خاطر
هم از او انتقام گرفتم.
پدرشوهر سابق معصومه 22 شهريور ماه بعد از اينكه از
عروس سابقش خواست همراه نوه كوچكش با او به پارك برود
دست به اسيد پاشي زد. معصومه در زمان وقوع حادثه و در
حالي كه هنوز اسيد او را ناتوان نكرده بود، در اين
باره گفت: پدر شوهرم به من گفت مي خواهد هديه اي به
پسرم بدهد وقتي ما را جلوي در خانه رساند از من خواست
پسرم را داخل منزل ببرم و خودم براي گرفتن هديه
برگردم. وقتي برگشتم گفت چشمانت را ببند. من هم اين
كار را كردم و ناگهان سوزش شديدي در صورتم احساس كردم؛
سوزشي كه نمي توانستم آن را تحمل كنم. بعد از آن ديگر
چشمانم باز نشد.
اكنون خانواده معصومه از پزشكان و متخصصاني كه مي
توانند به او در به دست آوردن بينايي اش ياري كنند
درخواست كمك دارند. خواهر معصومه در اين باره گفت:
خواهرم زني تنهاست كه بايد كودك چهار ساله اش را بزرگ
كند. او زني خانه دار بود كه هيچ در آمدي هم نداشت. در
حال حاضر پدر بازنشسته ام هزينه هاي سنگين درمان او را
مي پردازد. ما از كودك معصومه مراقبت مي كنيم و همه
تلاش مان را براي نجات او به كار بسته ايم اما هيچ كس
جاي مادر را براي اين كودك چهارساله نمي گيرد. اگر
معصومه بينايي اش را از دست بدهد نه تنها در اوج جواني
زندگي اش تباه شده بلكه آينده كودكش نيز تحت تاثير اين
حادثه قرار خواهد گرفت.
عبد الصمد خرمشاهي كه وكالت معصومه را بر عهده
گرفته است نيز در اين باره گفت: پرونده در حال طي كردن
روال قانوني خود است و زمان مي برد تا متهم محاكمه و
تكليف اين پرونده روشن شود. وي از افرادي كه توانايي
دارند خواست به موكلش براي درمان كمك و اين زن تنها را
ياري كنند تا از نابينايي او جلوگيري شود.
روزنامه شرق ، شماره 1070 به تاريخ 89/7/3
بالاتر از جنايت
نگاهي به فاجعه
پاشيده شدن اسيد به صورت يك زن جوان
اسيدپاشي جرمي است بسيار وحشتناك و در عين حال پليد و
غيرانساني. بر اساس ماده واحده لايحه قانون مربوط به
مجازات پاشيدن اسيد، به تناسب تاثيري كه اين جرم بر
شخص مجني عليه مي گذارد مجازات هايي براي آن تعيين شده
اما به نظر مي رسد اين مجازات ها كه عمدتاً حبس هستند،
نمي تواند اهدافي را كه قانونگذار براي اعمال مجازات
ها در نظر گرفته در جامعه محقق سازد. از سويي ماده 272
قانون مجازات اسلامي شرايطي را براي قصاص در نظر گرفته
كه به لحاظ دشواري در اجراي قصاص، تا جايي كه به خاطر
دارم حتي براي يك مورد هم بزهكاري براي پاشيدن اسيد
قصاص نشده است كه اين عوامل باعث شده اين جنايت هولناك
هرازچندگاهي در يك نقطه از كشورمان تكرار شود و
احساسات هموطنان مان را به لرزه بيندازد...
گزارش مربوط به پاشيدن اسيد به صورت معصومه از طرف
پدرشوهر سابق وي كه در صفحه حوادث روز دوشنبه هفته
جاري در روزنامه شرق به چاپ رسيد از همان دست اخباري
است كه با خواندن و شنيدن آن دل ها به درد مي آيد و
احساسات به شدت برانگيخته مي شود. اينكه چرا كسي به
ظاهر خود را انسان مي داند و دست به چنين جنايت
مشمئزكننده اي مي زند كه خيلي از انسان ها حتي طاقت
خواندن خبرش را ندارند بسيار قابل تعجب و تامل است،
البته در اين رابطه در طول ساليان متمادي جرم شناسان و
عالمان علم جزا تحقيق و تفحص و بررسي كرده و نظراتي
ارائه داده اند. در اينجا قصد نگارنده پرداختن به اين
موضوع نيست و حتي قصد ندارم در اين مختصر در خصوص عدم
تناسب ميان جرم اسيدپاشي و مجازات آن در قوانين جزايي
صحبتي داشته باشم. اما آنچه طي اين چندروزه فكرم را به
شدت مشغول كرد شنيدن خبر وضعيت بسيار نامساعد جسمي و
البته روحي معصومه قرباني اسيدپاشي است كه جداً
غيرقابل وصف است و مصيبت آنكه متوجه شدم خانواده اين
زن قرباني حتي قادر به خريد و تامين داروهاي ضروري
مورد نياز وي نيستند. داروهايي كه اگر به بدنش برسد،
مي تواند در كاهش اثرات مخرب اسيد بر چهره معصومه
تاثيرگذار باشد.
آري اسيدپاشي به تعبيري بالاتر از جرم است، بالاتر از
ننگ است و بالاتر از فاجعه است و به طوري كه اشاره
كردم و به دلايل يادشده متاسفانه و در كمال ناباوري
باز شاهد وقوع اين جنايت هاي بي شرمانه از سوي كساني
هستيم كه از انسان بودن فقط نام آن را يدك مي كشند.
متاسفانه معصومه كه ديروز از بند يك زندگي اجباري آزاد
شده بود و براي آينده خود نقشه ها داشت، امروز به جرم
عمل عاقلانه اي كه انجام داد، قرباني چنان حادثه فجيعي
شده كه كمتر كسي حتي طاقت تصورش را دارد. حال و آينده
معصومه سياه و غيرقابل تحمل و روزها و روزگارش تيره و
تار شده است. اي كاش روزنامه وزين شرق و ساير مسوولان
موجباتي فراهم كنند تا با كمك عامه مردم به خصوص
پزشكان شرافتمند آلام جسمي وي كاهش يابد و با ترسيم
ضايعات به وجودآمده در صورتش اندكي از فشارهاي روحي وي
كاسته شود.
نويسنده: عبدالصمد خرمشاهي وكيل پايه يك دادگستري
روزنامه شرق ، شماره 1069 به تاريخ 89/7/1 |